عزت الله مولايى نيا همدانى
337
نسخ در قرآن ( فارسى )
مىنمايد . بنابر اين ، دليل قاصر از اثبات همهء جوانب مدعى مىباشد . آيا باطل يعنى ضد حق ؟ ! فرض دوم اين است كه بگوييم ، باطل به معناى « ضد حق و مخالف حق » بوده و معناى آيه چنين مىشود كه « هيچگونه باطلى ( خلاف حق و ضد آن ) در قرآن كريم راه نداشته و نخواهد داشت ، نه از پيش رو و نه از پشت سر و نه از نواحى ديگر » . پديدهء نسخ در حوزهء شريعت عين حق است پاسخ اين فرضيه نيز كاملا روشن و بديهى است كه « نسخ » حق است نه باطل ؛ زيرا « نسخ » از تصرفات و كارهاى خود شارع حكيم است كه توسط خود قرآن فرويش يافته است ، نه تصرف عدوانى و بيرونى از سوى اجانب كه مشكل مذكور مطرح گردد ، بلكه همانطورى كه فرويش منسوخ از جانب ذات اقدس ربوبى است ، فرويش حكم ناسخ نيز چنين است و از جانب مقام عظماى ربوبى است . و نسبت كار باطل ، به ذات اقدس سبحان ، از ادب بندگان بويژه پژوهشگران ، ميدان قرآنى ، به دور و خلاف آداب عبوديت و تعبد است . و چه بسا گاهى باعث بيرون رفتن از محدودهء اسلام و قرآن گردد ، سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ . . . . « 1 » بنابراين ، معناى صحيح آيهء كريمه اين است كه احكام و محتواى گستردهء قرآنى ( عقايد ، اخلاق ، احكام و ساير مضامين مقدس آن ) موافق عقل بوده و احكام مترقى و جاودانهاش ، آميخته به حكمت بىپايان الهى در همه ادوار تشريع بوده و اخبار و گزارشهايش عين واقع و الفاظ و قرآنيت آن تا ابد از دست تحريف دشمنان و بيماردلان و كوردلان ، مصون و محفوظ است ، نه دگرگونى لفظى در آن رخ مىنمايد و نه تغييرات معنوى و به هيچ عنوان باطل در ساحت قدس و كبريايى و با عظمت
--> ( 1 ) الصافات ، 159 .